مناجات با سیدالشهدا و مدح و شهادت حضرت رقیه سلاماللهعلیها
وقتی از خـاک تو شـفا برسد گر نگاهی کـنی، چهها برسد به نـوا میرسـانـیاش قـطعـاً بی نـوا گـر به نـیـنـوا بـرسد رحـمـت واسعـه! بغل وا کن تـا غــریـبـه بـه آشـنـا بـرسـد ما ز دست فـراق خسته شدیم یکنـفـر هـم به داد ما بـرسد دسـت ما را بـگـیـر تا بـلکـه پـاى ما هـم به کـربـلا بـرسد لحـظـۀ احـتـضار منـتـظـریم قـدمت روی چـشـمهـا بـرسد تا حسینی شدن بسی راه است مـیـوۀ کـال، مـانـده تا بـرسـد زخـمهـای تو تـشـنۀ اشکاند گـریه کـردم به تـو دوا برسد با خـودش میبَـرَد مرا حـتماً پـدر امـشب اگر خـرابه رسد نان خود را نخورد خواهرتو تـا به طـفـلان تو غـذا بـرسد |